چرت وپرت آزاد است!
البته لازم به ذکرهست نه هرچرت وپرتی!لطفاًرعایت کنین!!!
تاریخ : یکشنبه 02 مهر 1391
نویسنده : chertopertha

 

افرادی که ازدواج میکنند دو دسته اند:
آنهایی که از جانشان سیر شدند و آنهایی که قصد جان دیگری را دارند !
 
مامانم صبح اومده میگه پاشو یه گله مهمون داره میاد. میگم کیا هستن؟ میگه عمه هات!
 
تو رو خدا دیگه تکنولوژی بیشتر از این پیشرفت نکنه! ما نمی‌تونیم بخریم فقط حسرت می‌خوریم!
 
با مامانم دارم اسم فامیل بازی میکنم با حرف ( گ ) قسمت شغل که رسید با اعتماد به نفس کامل میگه : گودال حفر کن !
 
از پسرعموی ۱۲ ساله م می پرسم در آینده میخوای چیکاره شی ؟
خیلی جدی زل میزنه تو چشام میگه : لات !
 
مامان من وقتی میخواد سوال بپرسه معمولا تمام سوالاتش رو میشه با پ نه پ جواب داد ! یه روز هی سوال پرسید منم کم نیاوردم همه رو با پ نه پ جواب دادم ! آخرش عصبی شده برگشته بهم میگه : پ نه پ باباته!
 
داشتم از خونه میرفتم بیرون مامانم پرسید کجا ؟؟!
گفتم بیرون !
برگشته میگه: خوب جای دیگه نریا !
 
پسر خالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود : آیا میدانید رود هیرمند به کدام دریا میریزد ؟
اینم نوشته بود : بله میدانم !
 
دختر خالم ۸ سالشه، مدرسش کوچه پشتی خونشونه، یه روز داشته میرفته خونه
تو راه یه پسربچه بهش میگه بی شعور !
بر میگرده بهش میگه: به تو چه !
 
زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه: چون کندی سرعت دارین!

گفتم خدا خیرت بده خیالم راحت شد، پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!
 
تو اتاقم نشسته بودم کارامو انجام می دادم یهو خواهرزاده کوچولوم در اتاقو باز کرد خیلی هم استرس داشت گفت واااااااااااااای ببخشید فکر کردم اینجا دسشوییه!!
در اتاقو بست…
 
کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکر کنم مزش عوض شده …میگه : آره
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره!!!
 
چند سال پیش، دختر یکی از اقواممون با یه پسره دوست شد که اسمش آیدین بود. کلی عاشقش شده بود و دیوونه اش بود ، اینقد که با تیغ رو دستش نوشت “آیدین”. بعد چند وقت فهمید اسمشو دروغ گفته بهش
 
چند شب پیش یکی از فامیلامون اومده بودن خونمون یه دختر سه ساله بامزه داشتن.
دختره همش زل زده بود به من ول نمیکرد منم اومدم بخندونمش خودمو شکل موش کردم…یهو گفت وااا چرا خل و چل بازی در میاری؟؟؟ از اولشم گفتم مثل دیوونه ها هستیا
 
داره مثل اسب دروغ میگه، منم خندم گرفته برگشته میگه داری به من میخندی ؟
گفتم پـَ نه پـَ کارم از گریه گذشته ، به آن میخندم !
 
آقا گرگه بعد کلی وب گردی، آی دی شنگول و منگول رو پیدا میکنه، بعد باهاشون قرار میزاره، بعدش میره سر قرار میبینه چوپان دروغگو اومده!!!
 
با بابام حرفم شده، می گه: واسه خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!
 
خدا رو شکر حساب بانکی من جوریه که
اگه رمزشو تو تلوزیون هم بگن برام مهم نیست
پاکه پاکه !!!
 
تبلیغات میکنن: ”هم میهنان عزیز, محصولات لبنی میهن فقط با آرم میهن عرضه میشود”
آخه نه که ما فکر میکردیم با آرم شبکه
۳ عرضه میشه
 
یه مرده با عجله پیش دکتر میره و میگه: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس
زنم درد گرفته. دکتر میگه: من که یکه هفته پیش آپاندیس زنتون رو عمل
کردم، مگر میشه یه زن دو تا آپاندیس داشته باشه؟ یارو میگه: نه، ولی یک
مرد که میتونه دو تا زن داشته باشه
 
دوس دارم یه روز انقد پولدار بشم که وقتی رانی میخورم؛
اون تیکه آخر آناناس که ته قوطی گیر میکنه، واسم مهم نباشه
 
الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها و از این جور مشکلها
 
بردار زاده ام کلاس اوله! تکلیفش این بود که از ۱تا۱۰رو بنویسه،
یه عدد مینویسه دراز میکشه دوباره یه عدد مینویسه،کارتون میبینه؛ بهش میگم اینجوری تا صبح تموم نمیشه! میگه عمو خسته میشم! میفهمی؟ خستـه!
 
رفتم کلی پول لاستیک نو واسه ماشین دادم، مامانم اومده سوار ماشین بشه، یه نگاه به چرخا انداخته، به جای “مبارکه” میگه: حالا آپاراتی پیچ چرخا رو خوب سفت کرده یهو در نره!!!
منبع:http://bivaffa.blogfa.com/post-290.aspx
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : شنبه 01 مهر 1391
نویسنده : chertopertha

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا “جار” زدیم…

یا “جا” زدیم…

به ادامه مطلب بروید...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
نویسنده : chertopertha
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
نویسنده : chertopertha

 

گرچه هالوست ولی از همه هشیار تر است
کوله بار ادبش از همه پر بارتر است
بی تعارف (بگمت) از همه طناز تر است
با چنین تیپ خفن از همه کس ناز تر است
نام او هست محمد ولی از بیخ رضاست
سید سبز تبار است و بدین نام سزاست
طنز می گوید و البته پیامش عالی است
دل دریایی اش از کینه و نفرت خالی است (محمدجاوید)
احتمالادیگرمتوجه منظورم شده ایدسیدمحمدرضاعالی پیام

محمدرضا عالي پيام متولد 1336، فارغ التحصيل از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي فعاليت سينمايي را با بازي در فيلم «جنگ اطهر» به كارگرداني محمدعلي نجفي آغاز كرد.

  1.  

    كارگردان : (۲)مورد
    (۱۳۸۰)(۱۳۷۰)
    ۱ - مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
    ۲ - خسته نباشيد (۱۳۷۱)
    نويسنده : (۳)مورد
     
     ۱ - مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
    ۲ - پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲)
    ۳ - خسته نباشيد (۱۳۷۱)
     بازيگر : (۲)مورد
    (۱۳۶۰)(۱۳۵۰)
     ۱ - توهم (۱۳۶۴)
    ۲ - جنگ اطهر (۱۳۵۸)
      تهيه كننده : (۳)مورد
    (۱۳۸۰)(۱۳۶۰)
     ۱ - مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
    ۲ - راز خنجر (۱۳۶۹)
    ۳ - دلم براي پسرم تنگ شده (۱۳۶۸)
     


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391
نویسنده : chertopertha

(بالهجه ی اصفهانی سروده شده است ازاستادعلی مظاهری)

یه کوله بار به کول داشت... نه پارتی و نه پول داشت
مویی سرش سیفید بود... عصاش یه چوبی بید بود
نه تاب و نتوون داشت... یه قدی چون کمون اشت
نه شاد بود و نه خندون ...نه قوه داشت نه دندون
نزدیکی صد سالش بود...ریش تا پری شالش بود
میرفت و ناله می کرد ... نفرین حواله می کرد
شکایت از زمون داشت ... شکوه ز آسمون داشت
می خوند همین ترونه ...امون از زمونه
چه روزگاری داشتیم ...عجب باهاری داشتیم
روغنی خب می خوردیم ... قلپ قلپ می خوردیم
با این که گاری داشتیم...اسبی سواری داشتیم
پیاده راه می رفتیم....تا کربلا می رفتیم
چه میوه ها می خوردیم ...درس غذا می خوردیم
صد منا کول می کردیم ... کارا را قبول می کردیم
ریشا رو حنا می بستیم ...به دست و پا می بستیم
کاری با فرنگ نداشتیم ... با هیشکی جنگ نداشتیم
نه زور به کس می گفتیم ... نه زوری می شنفتیم
یه وقت که جنگ می کردیم ... با چوب و سنگ می کردیم
اتم متم نداشتیم ... این همه بم نداشتیم
میدونا تنگ می کردیم ... مردونه جنگ می کردیم
یه وقت که حال نداشتیم .. پرس و سئوال نداشتیم
عطاری سر محله ... شیر خشتی دله دله
می بردیم و می خوردیم ... کی زود به زود می مردیم ؟
سنبل طیب دوا بود .. دوایی دردی ما بود
گل گاو زبونی ارزون ... با زیره و سه پسون
دوایی مرد و زن بود ... نه قرص ونه سوزن بود
حکیم باشی صفا داشت ... یه قلبی با خدا داشت
طبیبی بی ریا بود ... به دردا آشنا بود
نسخه ی اون اثر داشت ... از حالی ما خبر داشت
هم نفسش شفا بود ... هم خیلی با خدا بود
چه روزگاری داشتیم ... عجب باهاری داشتیم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : سه‌شنبه 20 تیر 1391
نویسنده : chertopertha

اخبارعجیب فوتبال

*باخت استقلال مقابل پیکان!!!!

*باخت پرسپولیس مقابل صباوگهر!!!

*احتمال حضورمعمارزاده روی نیمکت پرسپولیس!!!

*احتمال حضورجباری دراستقلال بعد مذاکره با ده بیست تا تیم!!!

*حضور خلعتبری درسپاهان(اوگفته بوداگربه ایران برگردد فقط درپرسپولیس بازی میکند)!!!!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نویسنده : chertopertha

انواع مردها

مردها مثل مخلوط کن هستند در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد!

مردها مثل آگهی بازرگانی هستند حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمی توان باور کرد.

مردها مثل کامپیوتر هستند. کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند.

مردها مثل سیمان هستند. وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی.

مردها مثل طالع بینی مجلات هستند. همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.

مردها مثل پاپ کورن (ذرت بو داده) هستند. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند.

مردها مثل باران بهاری هستند. هیچوقت نمیدانید کی می آید، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود.

مردها مثل نوزاد هستند، در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نویسنده : chertopertha

شاید بسیاری از جوانان بگویند، ملانصرالدین دیگه چیه و این قصه ها دیگه قدیمی شده. ولی باید گفت که روایت های ملانصرالدین تنها متعلق به کشور ما و یا مشرق زمین نیست. شاید شخصیت او مربوط به دوران قدیم است ولی پندهای او متعلق به تمام فرهنگ ها و دورانهاست.

ملانصرالدین شخصیتی است که داستان هایش تمامی ندارد و هنوز که هنوز است حکایات بامزه ای که اتفاق می افتد را به او نسبت می دهند و حتی او را با بسیاری از موضوعات امروزی همساز کرده اند.

در کشورهای آمریکایی و روسیه او را بیشتر با شخصیتی بذله گو و دارای مقام والای فلسفی می شناسند. به هر حال او سمبلی است از فردی که گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است که با ماجراهای به ظاهر طنزآلودش پند و اندرزهایی را نیز به ما می آموزد.

چون زیادبود بقیه ادامه مطلب:داستان خویشاوند الاغ

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نویسنده : chertopertha

سلام تو این پست انواع گدارو با کاریکاتور نمایش داده جالبه!دلیل این که ادامه مطلب گذاشتم رو قبلا گفتم که باعث پائین آمدن سرعت باز شدن وبلاگ میشه(باتوجه به سرعت بالای اینترنت!!!)


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ : جمعه 16 تیر 1391
نویسنده : chertopertha

انواع زن


 

- زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می کنند البته بدون بخارشان هم بدرد نمی‌خورد.

- زن ها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشک آدم رو در می‌آورد.

- زنها مثل سکوت هستند با کوچکترین حرفی میشکنند.

- زنها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می کنند.

- زن ها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

- زنها مثل عینک دودی هستند با هر دو دنیا را تیره و تار می بینی.

- زنها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.

- زنها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا .

- زنها مثل کیک خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان می شود اما کمی بعد دل آدم را میزند.

- زنها مثل زیر شلواری هستند مردا با هیچکدامشان جرأت نمی کنند به بازار بروند.

- زنها مثل توپ هستند تا لگدشان نزنی تکون نمی خورند.

- زنها مثل لاستیک سواری هستند کمتر از چهارتا بیفایده است.

- زنها مثل بچه ها هستند تا وقتی که ساکتند خوبند


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آخرین مطالب

/
سلام دوستان عزیز.تواین وبلاگ همه چی پیدا میشه از جون مرغ تاشیرآدمیزاد!(معذرت میخوام)ازشیر مرغ تاجون آدمیزاد!پس حالشو ببرین.اگه هم آدم باحالی هستین نظرهم بدین(حالادیگه می تونی نظرنده!)پیروز باشین.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران